سلام...
آخرین عکس های سانگ رو ببینین تا من یکم جون بگیرم و بتونم حرف بزنم تا بعد...
هی...چی بگم؟دلم پره از این همه نامردی دلم گرفته...اونایی که بامن برخورد داشتن و منو میشناسن میدونن که من اصلا اهل غم و حرف زدن درباره اینجور چیزا نیستم ...
اتفاقا برعکس همیشه تا جایی که تونستم شاد بودم و سعی کردم همه رو هم شاد کنم...(جان چقد یادم از دلقک شهر( از) اومد...!)
اما حالا که میخوام برم بذار تا حرفهایی رو بزنم که اصلا مربوط به موضوع وبم نیست...
بلی ...این آخرین آپیه که میکنم...تا چند روزه دیگه این وبو میبندم...(الحمد لالله...!)
شاید یه وب دیگه درست کردم اما تو اون دیگه از چرت و پرت هایی مثل این وبم حرف نمیزنم...!
خوب لا اقل بعد 15-16 سال ...(نه...؟سوم راهنمایی میشه چند ساله؟)حالا هر چند سال..یاد گرفتم که به هیچکس نباید دل بست...(بابا هیچکس که معتاده معلومه نباید دل بست...جاااااان...اگه داداش من بود میرفتم ترکش میدادم ...گوگولی...!)
بچه ها بذارین یه نصیحت بهتون بکنم...هیچموقع به کسی وابسته نشین...که اگه ترکتون کرد دلتنگش نشین...آخه کسی درد دل تنگی رو میکشه که طعم وابستگیو چشیده باشه...(تکبیر آقا تکبیر...فالبداهه بود ها...خوب حالا تا3 میشمورم از اول صف یکی یکی بیاین دستمو ببوسین و برین...)
نخیر من نه عاشقم ...نه مجنونم...نه بی کسم ...نه...(ولی احتمالا دیوانم...! خوب میگین چرا؟چون دارم دیوانه هایی مثل شما رو نصیحت میکنم...)
فقط میخوام آخرین آپم یکمی متفاوت باشه...همین...
تا حالا شده بشینین یکم به دلتون رجوع کنین ببینین حرف حسابش چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم همین کارو کردم...بهش گفتم...![]()
عوضی ک...... ا......بی.... تو چرا شدی توالت عمومی هر کی میاد توت یه......... و میره؟(سیاوش و سانگ و آرمین و ابلیسو...برن بمیرن...)
اون بیچارم گفت که تقصیر خودته نباید زود به کسی دل ببندی که آخرش
اینجوری شه...![]()
منم تصمیم گرفتم که دیگه در دلمو قفل کنم که دیگه کسی به این راحتی نتونه فاتحه بخونه توش و بره...
از همون روزی که این تصمیمو گرفتم انقدر زندگی واسم راحت
شده....!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
الانم اصلا واسم مهم نیس که اونایی که باهاشون دوستم ولم کنن و برن...یا بمونن تا زیرشون علف سبز شه..
.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
و کلام آخر اینکه...
هر کی تا الان از این وب خوشش اومده خوب به درک...هر کیم بدش اومده غلط کرده...جرات داره اظهار نظر کنه تا بیام---ارش کنم..................................همینه که هست میخواین بخاین.. نمیخواینم...برین بمیرین...
(بر گرفته از دفتر خاطرات یک روانپریش...!)
